سيد جلال الدين آشتياني

74

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

انفكاك اين لوازم و عوارض از طبيعت موجود جسمانى ممتنع است و مبدأ انبعاث و ظهور اعراض و لوازم و امارات تشخص ( سم ما شئت ) نفس وجود خاص جوهر است كه دايما محفوف به اعراض مختلفه است و اعراض از لوازم وجود خاص خارجى طبيعت مىباشند ؛ بين اعراض و لوازم و ملزوم كه طبيعت جسمانيه باشد يك نحوه اتحادى موجود است و اعراض با قطع‌نظر از موضوعات در نظام وجود حظى از وجود ندارند و وجودشان مرتبه‌اى از وجود موضوع ، بلكه با موضوع به وجود واحد موجودند و ما تركيب جواهر و اعراض منبعثهء از جواهر را اتحادى مىدانيم ؛ نه انضمامى و تركيب انضمامى را منحصر به مركبات اعتباريه مىدانيم ، لذا اعراض بر موضوعات به حمل شايع حمل مىشوند ، صحت حمل دليل بر اتحاد وجودى است . هر جوهر جسمانى مصداق متكمم و متحيز و ساير مشتقاتى كه مبدأ اشتقاق آن به‌واسطهء حركت حاصل مىشود ، مىباشد و اين اعراض متبدله بر آن جوهر حمل مىشوند ، چون الوان و اوضاع و مقادير متبدل الوجودند ، اين تبدل به واسطهء اتحاد وجودى نشانهء تبدل جوهر است و يك وجود سيلانى اول به جوهر رسيده و از جوهر مرور نموده به عرض مىرسد . برهان چهارم بنابر طريقه قوم ، تغيرات گاهى در اجسام و طبايع موجود است ، گاهى در كيفيات . تغيرات در صور نوعيه را قوم كون و فساد ناميده‌اند ؛ كون و فساد در آن واقع مىشود نه در زمان ، مثل صورت نارى مبدل به هوايى يا صورت هوايى مبدل به صورت مايى چون قوم در صورت جوهريه اشتداد و تضعف قائل نيستند ، تغيرات در اوصاف را استحاله نام گذاشته‌اند . مثل انتقال آب از حرارت به برودت ، انتقال از بعضى از حدود حرارت به بعضى از حدود برودت در زمان واقع مىشود . اين معنا را حركت هم ناميده‌اند . بنابر طريقهء صدر المتألهين چون